همه از مرگ ميترسند ، من از زندگي سمج خودم . چقدر هولناك است وقتي مرگ آدم را نميخواهد و پس ميزند . كسي تصميم به خودكشي نميگيرد ، خودكشي با بعضيهاست . در خميره و سرشت آنهاست ، نميتوانند از دستش بگريزند . اين سرنوشت است كه فرمانروايي دارد ولي در همين حال اين من هستم كه سرنوشت خودم را درست كردهام ، حال ديگر نميتوانم از دستش بگريزم ، نميتوانم از خودم فرار بكنم .